روستای خفر
روستای خفردر جنوب غربی استان اصفهان ودر75 کیلومتری شهرستان سمیرم در دامنه رشتهکوه دنا قراردارد، که منطقۀ حفاظت شده ای است به مساحت 93660 هکتار. منطقه پادنا به 3 ناحیه:

- پادنای علیا به مرکزیت بیده
- پادنای وسطی به مرکزیت شهر کُمه
- پادنای سفلی به مرکزیت روستای چهارراه
تقسیم میشود,
روستای خفردربخش پادنای وسطی واقع شده.
ریشه لغوی:
خفربرگرفته از خوریا غور است. غور یا غوری نام قبیله ای یا مردمان اولیه ای میباشد که در این محل سکونت داشته اند، بعضاً این لغت را برگرفته از«گور یا گبر» میدانند که خود آئینی، قبل از اسلام را در منطقه معرفی مینماید. همین نام منطقهای در دامنه تل دژ مشرف به روستا وجود دارد که در سالهای اخیربه باغات سیب تبدیل گردیده است.
سابقه تاریخی:
اطلاعات مکتوب و دقیقی از سابقه تاریخی این منطقه دردست نیست. به نظر میرسد با آثاربرجامانده از دوره هخامنشیان، قلۀ دژ از قبل معروف به دژ سریری بوده است. در اثر کندوکاوهایی که در روستا صورت گرفته، بقایای سیستم لوله کشی سفالی با استفاده از ساروج در محل اتصالات لوله بدست آمده که خود گواه فعالیت چشمگیر مردمان آن زمان برای انتقال آب از چشمه میباشد. همچنین بقایای دو حمام با خشتهای پخته شده وآثار و خط نوشته های میخی برروی سنگها یافت شده که گواه قدمت این روستا از نظر فرهنگی و معماری بوده است. همچنین در فارسنامه ناصری به دهستان پادنا ومرکزیت خفر اشاره شده است.
درخفر هنوز قلعهای به نام تل قلات بر بالای دشت خفر معرفی میشود که جایگاء دیدهبانی به راههای ورودی به خفر و محل اطلاع رسانی و برقراری ارتباط باقلعه ای دیگر بنام قلعه زنگی بوده است که هماهنگ با هم ورود متجاوزان به منطقه را با علائم مخصوص از جمله زنگ و آتش به کل منطقه اعلام مینمودند. بقایای 2 آسیاب به نام آسیابهای قیاسی و آسیاب دهکده هنوز در خفر دیده میشود.
ریشه های طایفه ای:
طبق اطلاعات موجود سه طایفه به نامهای گبروغوری وکولی که بخشی ازآنهاآیین زتشت قبل از اسلام را داشته اند دراین منطقه زندگی می کرده اند.
بعد از اسلام و حکومت اعر اب در ایران ریشه اصلی مردم خفر به امامزاده سید محمدکه از نوادگان امام موسی کاظم می باشد برمی گردد. نقل می کنند که همزمان با حضور این امامزاده در خفر طایفهای به نام رییس قدرت وقت منطقه را در اختیار داشنه که تحت تاتیر و نفوذ کلا م امامزاده سید محمد قرار می گیرندو به اسلام گرایش ییدا می کنند، بعد ازاستقرار در خفر وبا ازدواجی که صورت می گیرد از نقاط مختلف کهکیلویه و بویر احمد وبختیاری برای دیدن ایشان به خقر عزیمت می کردند وهمین عامل باعت رونق تبادل فرهنگی وتجارت نیز شده است.هم اکنون آرامگاه امامزادگان سیدمحمد و سید احمد در روستا موجود می باشد که زیارتگاه طوایف مختلف ترک و لر منطقه و مردم شهر های نزدبک می باشد وچشمه ای هم به نام چشمه سبد محمد نبز در روستا وجود د!رد که وجود این زیارتکاه ها در رابطه با توریست مذهبی به افتصاد روستا کمک قابل توجهی می کند.
گویش محلی:
مردم روستای خفر دارای گویش لری نزدیک به لهجه فارسی میباشند وعلت این امر این است که مدتهای مدیدی جزء استان فارس بودهاند و از نظر اداری مستقیما با شهرستان آباده سروکار داشتهاند ولی بعداً که جزو استان اصفهان قرار گرفته و از نظر اداری با شهرستان های این استان از جمله سمیرم و شهرضا سروکار دارند که همین امردر گویش لری آنها متفاوت از گویش لری استان کهگیلویه و بویراحمد تاثیر بسزابی داشته است.
امرار معاش:
بدلیل
واقع شدن این روستا دردامنه طبیعت زیبای رشته کوه دنا، شامل انواع
گونههای گیاهی وجانوری و وجود انواع یخچالهای طبیعی و چشمههای فراوان و
رودخانههای جاری شده از یخچالهایی که متصل به 14 قله بالای 4000 مترمنطقه
میباشند، باعث شده که ازیک طرف به دامداری و کشاورزی و از طرف دیگر به
شکار گونه های موجود بپردازند. در دهۀ اخیربدلیل حفاظت منطقه توسط سازمان حفاظت محیط زیست استان کهگیلویه و بویراحمد،ب
اغداری ازجمله باغات سیب و صادرات آن جایگزین کشاورزی و دامداری شده است. بخشی از مردان روستا
نیز برای کسب درآمد و امرار معاش خانواده مجبور به ترک خفر و مهاجرت به
کشورهای حوزه خلیج فارس و شهرستانهای استان های مجاور شدهاند. امر مهاجرت
با وجود درآمدزایی اثرات سوء و ناگواری بدلیل عدم حضورسرپرست خانواده بر
وضعیت روحی و روانی خاتوادهها و روحیه حاکم بر روستای خفر با وجود آن همه
جاذبهها و آب و هوای خوب نموده است.

جاذبه های گردشگری:
این روستا بدلیل قرار گرفتن در دامنه 14 قله بالای 4000 متر، از جمله بلندترین قله دنا یعنی قاش مستان(بیژن3) با 4435 متر وداشتن غاریخ، غار کیخسرو، آبشارها، چشمه های متعدد و رودخانههای جاری شده از یخچالها، دارای آب و هوای کوهستانی است وهمچنین چشماندازهای بدیع وزیبایی راعرضه میکند. بخش عظیمی ازرودخانه های ماربر و کارون اصلی از اینجا تامین می شوند.

این منطقۀ حفاظت شده؛ با داشتن گونههای متنوع گیاهی ودارویی زیر مجموعه مهمی از 1200 گونه گیاهی است و همچنین محل زیست انواع گونههای جانوری وپرندگان بی نظیر نیز میباشد. مانند : کل و بز، خرس قهوه ای، خوک وحشی(گراز)، پلنگ، انواع گربه، شاهین، بحری، دلیجه، انواع عقاب، کبک دری، انواع کلاغ، تیهو، انواع جغد و پرندگان مهاجر همچنین انواع خزندگان مانند: افعی (گرزه مار)، مار جعفری، مار پلنگی، شترمار،و لاکپشت و غیره

کوهستان دنا از زمان اجرای رسمی حفاظت منطقه ( سال 1370)، جای امن ومناسبی برای سکونت گونههای فوق شده است. این منطقه بدلیل ویژگیهای فوق مورد علاقه کوهنوردان، اسکی بازان، طبیعت گردان، محققان رشته های مختلف زیست شناسی، محیط زیست، اکوتوریسم وبطورمشخص محافل علمی و دانشگاهی قرار گرفته است. اما با توجه به همۀ این ارزشهای ملی وبین المللی، این منطقه از داشتن پاسگاه محیط بانی زیر نظر سازمان حفاظت از محیط زیست کهگیلویه و بویر احمد محروم میباشد. (شایان ذکر است زمین این پاسگاه درمحل گلکون در فروردین 1386 توسط دهیاری، شورای روستا و کانون سبزفارس و کانون سبز یاران دنا تعیین، صورتجلسه و تحویل مسئولین سازمان مربوطه گردیده است.)
فعایتهای پژوهشی انجام شده توسط کانون سبزفارس با مشارکت SGP(صندوق کوچک تسهیلات محیط زیست جهانی) و سایر ارگانهای متولی، این روستا را با داشتن پتانسیلهای طبیعی فوق، جزو22 روستای اول هدف گردشگری در سال 1385 در سطح ایران قرار داده است.
خفر؛ تالیف کتاب:
اولین کتابی که در مورد این دیار به رشته تحریر درآمده کتاب «دو گنبد سبز» میباشد که به قلم اولین دکتر این روستا جناب آقای دکتر مصطفی شهرام در سال 1352 به چاپ رسیده است. این کتاب صرفاً امامزاده سلطان سید محمد که در روستا مدفون است را مورد تحقیق و تفحص قرار داده است.
خفر؛ امامزاده سلطان سید محمد ابن سید احمد:
روستای خفر پذیرای دو امامزاده میباشد و سادات این دیار خود را منتسب به این امامزاده (سلطان سید محمد) میدانند. اما خود امامزاده و طرح شناسایی آن وسادات روستای خفر حدود یک سال است که زیر نظر مرکز ایران شناسی قرار گرفته است. آنچه از شجرهنامه سادات روستا بدست آمده این دو بزرگوار از نوادگان امام هفتم شیعیان میباشند.

...ای عاشقان ای صالـحان بـا او رویـــد تا بیـکــران
بـاریـتعــــالـی یــارتـان با «احمد» است همراهتان...
(سیداله کرم موسوی)
خفر؛ در عرصه دلاوری:
روستای خفر در منطقه پادنا بیشترین شهید را تقدیم میهن نموده است. تعداد شهدایش بالغ بر 5 2 نفر میباشد و در حال حاضر بالغ بر 400 خانوار جمعیت دارد. خفر در ایام گذشته به روستای «هزار خانوار» معروف بوده است.
خفر؛ در عرصۀ سیاست:
سید باقر موسوی نماینده شهرستان یاسوج در دوره پنجم و ششم شورای اسلامی و حاج سید کرامت اله عمادی نماینده شهرستان سمیرم در دوره ششم دو رجل سیاسی روستای خفر میباشند.
خفر؛ ساکنین و اهالی آن:
ساکنین و اهالی روستای خفر را به 3 قسم میتوان تقسیم کرد:
- ساکنین اصلی روستا: ساکنین اصلی روستا که به آنها «اولاد رییس» گفته میشود که با ورود امامزاده به این مکان از کیش خویش دست برداشته و دل در گرو مهر سید محمد نهاده و وی را مورد تکریم خویش قرار داده اند، امروز جمعیت اقلیت و کمی در روستا محسوب می شوند.
- سادات روستا: سادات روستای خفر از نوادگان امامزاده سید محمداند و شجره نامه آنها نسبتشان را به امام هفتم شیعیان منتهی مینماید، سادات جمعیت غا لب روستا میباشند که خود آنها دارای طایفه و شعبههای مختلف هستند.
- مهاجرین غیر بومی روستا: مهاجرینی که به روستای خفر عزیمت نمودهاند، امروزه با نام های مختلف از دیگر اهالی قابل تشخیص هستند.
45 طایفه و قوم منتسب به خفر تا کنون شناخته شده اند.
خفر؛ راه های درآمد و شغل ساکنین آن:
با توجه به شرایط ویژه جغرافیایی این روستا که با کمبود زمین زراعی و رشد روزافزون جمعیت و کمبود زمین و سرمایه برای احداث کارخانه یا واحد صنعتی یا کارگاه های صنایع دستی مواجه بوده و بدلیل طولانی بودن زمستان و بارش زیاد برف (حدودأ6 ماه از سال) شغل و درآمد مردم روستا از قدیم الایام به دو بخش تقسیم می شده است:
الف) کشاورزی که قبل از انقلاب اسلا می منحصر به کشت گندم و جو بوده و پس از آن با توجه به حمایت جامعه محلی از طرف دولت، باغداری در روستا رونق گرفته و سیب مرغوب و صادراتی محصول این دیار گشته است.
ب) روی آوردن مردان و نیروی کار به سوی مناطق جنوبی کشور که ناخودآگاه آنها را به کشورهای خلیج فارس بالاخص کویت کشانیده است و در حال حاضر این دو منبع راه های درآمد روستا می باشند.
خفر؛ مهاجرت به شهرهای شیراز، یاسوج، شهرضا، اصفهان و...
ازعمده ترین دلایل مهاجرت می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1 - شرایط نامساعد اقلیمی و ارتباطی مخصوصا در فصل زمستان
2- عدم وجود مراکز خدماتی و بهداشتی منظم و کارآمد در روستا
3 - عدم وجود دبیرستان برای ادامه تحصیل
4 - عدم وجود مرا کزی برای اشتغال جوانان و نبود زمینه های لازم جهت کسب درآمد
5 - رشد جمعیت روستا
6 - عدم وجود هنرستان صنایع دستی و کشاورزی بخصوص برای دختران
آداب ورسوم مذهبی:
از میان آداب مذهبی میتوان مراسم عید فطر و مراسم عزاداری ماه محرم نیم نگاهی داشت. مردم روستا ماه رمضان را به بندگی و عبادت خداوند مشغول بوده و در روز عید فطر خود را ملزم به سنتهای اسلامی میدانند. در این روز به دید و بازدید فامیل و صله رحم و پرداخت فطریه و تبریک عید میپردازند.
اما در ماه محرم شور و حال خاصی در روستا حکمرانی میکند. مراسم این ماه از قدیم الایام مورد توجه و عنایت خاص این دیار بوده است و طبق آداب خاصی برگزار میشده است. عزاداری از ابتدای ماه محرم و شب ها در حسینیه ها شروع میشود، هر فامیل و طایفه ای محل خاصی در روستا دارد، سبک و نوع عزاداری سوغات مردان کار است که بر اثر مهاجرت به شهرهای جنوبی باالاخص بوشهر تاثیر پذیرفته و مطابق با فرهنگ آنها گشته است البته بدون سنج و دمام. صفهای سینه زنی شور و حال خاصی دارد، افراد با سن های مختلف در قسمت های خاص صف سینه می زنند، بزرگان روستا قسمت جلو صف را هدایت می کنند، دست چپ به شانه کناردستی و دست راست را به سینه میزنند و به صورت دایره در خلاف عقربه ساعت میچرخند. زنان روستا بر روی پشت بام ها یا در طبقه دوم حسینیه ها همراه مردان مشغول عزاداری میشوند.
صبح روز دهم همه هیئت ها در کنار امامزاده جمع و تا امامزاده دیگر که گلزار شهدا نیز میباشد مشغول عزاداری میشوند. ظهر عاشورا که فرا میرسد به قول اهالی قتل شکسته میشود و اتمام عزاداری اعلام میگردد. شب عاشورا، شب شام غریبان شور و حال دیگری در روستا بر پا میشود و دسته های کوچک با در دست داشتن شمع از این حسینیه به حسینیه دیگر و سپس به امامزاده رفته و عزاداری رسماً پایان میپذیرد. در ماه محرم و صفر مراسمی چون عروسی و شادی نزد مردم روستا مورد انزجار میباشد
.
فرهنگ بومی و محلی:
اما از میان فرهنگ بومی و محلی میتوان نظاره گر مراسم عروسی این دیار بود(در حال حاضر عروسی ها در این دیار شکل نوین به خود گرفته است). پس از معرفی عروس که معمولا از فامیل های نزدیک مورد پسند واقع میشده، یک نفر از خانواده داماد بطور سری به خانه عروس میرود و به آنها اطلاع داده و این مرحله را قاصد دزدکی مینامیدند.
پس از اطمینان از جواب قطعی نوبت به مرحله شرطی برون (نشان برون) میرسد، داماد و فامیلهای نزدیکش به خانه عروس رفته و انگشتری از طرف داماد به رسم نامزدی و هدایایی از طرف خانواده و فامیل داماد به عروس داده میشود.
پامهرنویسون ( کاغذ نویسان): با همکاری بزرگان فامیل مقدار مهریه و باشلوق در خانه عروس معین میگردد. (باشلوق: مبلغ پول یا مالی است(مانند:برنج، گوسفند، قند، چای، سیگارو... ) که پدرعروس از پدر داماد جهت خرج عروسی میگیرد.)
لباس بُرون: پارچههای مورد نظر در خانه داماد به اهل فامیل داده میشد و هر خانواده یک قطعه از لباس عروس را میدوختند، سپس لباس عروس را همراه با شیرینی و هدایای دیگر به دست فرد خاصی میدادند و با جشن و پایکوبی به خانه عروس میبردند، همچنین مقداری پارچه و لباس از طرف خانه داماد به خانواده عروس داده میشد.
آب گُل برون: خانواده عروس کاسه ای از آب گل و آینه و لنگ و عطر و مقداری پول ریز به همراه مغز بادام و پسته و شیرینی ومیوه در سینی های مسی به خانه داماد میبردند، این در حالی بود که داماد از حمام خارج و توسط پیرایشگر اصلاح میشد. بعد از اصلاح که با آب گُل به اتمام می رسید، لنگی که به گردن داماد بود از طرف فامیل های نزدیک پر از پول میشد، این پول به اضافه لباس قبلی داماد به پیرایشگر میرسید، بعد از آن داماد را به زیارت امامزاده واقع در روستا میبردند.
سرتراشون: یک روز قبل از مراسم عروسی 20 الی 30 سینی پر از شیرینی و قند و مغزگردو و بادام و میوههای سردرختی و چند سینی پر از پول خرد و گز و غیره از طرف خانه عروس به سمت خانه داماد حمل میشد، در زمان حرکت با هلهله و شادی و با صدای بلند فریاد کشیده میشد (با صدای: شپوش، خونه عروس اودون) و به دنبال آن جهازیه و وسایل زندگی به خانه داماد حمل میشد.
حنابندون: شب عروسی سطلی از حنا از طرف خانه داماد به خانه عروس برده میشد، همچنین شب در خانه عروس، حنا به دست عروس و داماد و بقیه فامیل بسته میشد، این مراسم نزد فامیل مورد احترام میباشد.
روزعروسی: در خانه داماد با آوردن ساز و نقاره که به دنبال آن مراسم دستمال بازی و ترکه بازی و رقص کردی ادامه مییافت، معمولاً افراد طبقه مرفه در طول یک هفته مراسم شادی به همراه ساز و نقاره بر پا میکردند. در خانه عروس قسمت زن ها مراسم پرشور و گرمی برپا میشد ولی مجموعاً مراسم خانه داماد پرشورتر بود.
در پایان مراسم از طرف خانه داماد جهت آوردن عروس به سمت خانه داماد روانه میشدند و بزرگ فامیل از 2 طرف برای انتقال عروس به خانه داماد دست به کار میشدند. سپس دستمال قرمزی (لاکی) که از جنس دستمال یزدی مرغوب است بر سر عروس و چادر دیگری بر روی آن میانداختند. دستمال سفیدی (رشمه) به دورگردن اسب بسته می شود و عروس سوار بر اسب به خانه داماد روانه میگردید. در خانه داماد، عروس را می بایست داماد پیاده نماید و معمولاً با دست دست کردن داماد و قدم پس و پیش نهادن همراه بود.
مراسم بِردادن: مراسم بِردادن در طول مراسم عروسی برپابود و توسط فردی معین در خانه عروس و همچنین در خانه داماد برگزار میشد، وی مسئول جمعآوری هدایای نقدی میهمانان میبود و هر میهمانی مبلغی وجه نقد به عنوان هدیه به داماد یا عروس تقدیم مینمود (نام و مبلغ نیز ثبت میگردید).
فردای روزعروسی: از طرف خانه عروس حلوا و کباب و مقداری پول به خانه داماد برده میشد، سپس اعضاء فامیل عروس و داماد جهت تبریک به حجله داماد رفته و مقداری پول به رسم هدیه به آنها میدادند و از طرف عروس و داماد دستمال و دستگیره محلی به آنها داده میشد.
مراسم واخنون: عروس مدت 3 روز الی یک هفته در خانه داماد میماند، سپس خانواده عروس خانواده داماد و فامیل های نزدیک را به میهمانی و صرف شام دعوت مینمایند. در پایان هدیه ای از طرف پدر عروس به عروس داده میشد.
اجرای بخشی هایی از این مراسم سنتی و ارزشمند هنوز پا بر جا است.
خفر؛ وضعیت تحصیل و آموزش و پرورش:
با توجه به اینکه خفر از قدیمیترین و پرجمعیتترین روستاهای پادنا از بدو پیدایش جوامع محلی در حاشیه رشته کوه دنا بحساب میآید و درک بازه زمانی به هزار خانوار معروف بوده است لذا جزو اولین روستاهای منطقۀ پادنا میباشد که آموزش و پرورش در آن ریشه دوانیده، ولی بعلت عدم توجه مسئولین و ارگانهای متولی وقت، در مورد ایجاد اشتغال ازطریق تاسیس کارگاههای صنعتی در منطقه و صنایع تکمیلی در رابطه با نوع کشت و نوع دامداری و بی توجهی به صنعت اکوتوریسم و عدم تاسیس هنرستانهای مختلف بخصوص در مورد صنایع تکمیلی، کشاورزی، دستی و غیره، مدارسی که تا سطح دبیرستان نیز گسترش پیدا کرده بود در سالهای اخیر بدلیل موارد ذکر شده و کوچ و مهاجرت اکثریت اهالی روستا باعث شده که بدنبا ل آن ساختمان مدارس نیز به مخروبه تدبیل شود. با این حال در سال 1385 بعد از گذشت چند سال و به سبب فعالیت قشر تحصیل کرده، مردم محلی و پیگریهای کانون سبز فارس و کانون سبز یاران دنا، کلاس اول دبیرستان برای دختران تاسیس گردیده است. این اتفاق بارقه امید را دردل بخشی از جوانان روستا روشن نموده، که با ادامه تحصیل به افق دید بهتر و روشنتری فکر کنند.
خوشبختانه با حضور مداوم و حاصل یک دهه فعالیت مستمر کانون سبز فارس در منطقه دنا و با مشارکت با بخش محیط زیست سازمان ملل (UNDP/GEF/SGP) در
منطقه و شکلگیری پروژه در روستای خفر که با مدیریت و مشارکت جوانان تحصیل
کرده روستا و جامعه محلی تعریف شده، تشکل زیست محیطی کانون سبز یا ران دنا
در کنار کانون سبز فارس و کارشناسان متعهد و دلسوز SGP دنبال
بسترسازی رونق اکوتوریسم از طریق فرهنگ سازی و مشارکت با ارگانهای دولتی
در صدد ایجاد مشاغل جایگزین از طریق حفظ محیط زیست، بهرهبرداری بهینه از
آن و گسترش آموزش و پرورش در منطقه پرداخته است. 
با مشارکت اکثریت جامعه و با توجه به اصل مهم و اساسی آموزش در زمینههای مختلف، میتوان امیدوار بود که بارقه های امید ایجاد شده تداوم پیدا کند و افق دید این نوید را بدهد، که خفر درآینده منطقهای پاک، عاری از آلاینده ها، دارای مشاغل مناسب اقلیم منطقه و دارای مقاطع تحصیلی مختلف، پیشرفته و هنرستان های مورد نیاز باشد و با بسترسازیهای مناسب، جوانان روستا به دور از پدیده شوم اعتیاد و فقر از طریق تحصیل و در کنار احیای صنایع دستی منطقه به امنیت شغلی دست پیدا کنند و باعت رونق اقتصادی و اجتماعی روستای خفر در وهله اول و نهایتاً به عنوان الگوی مناسب اکوتوریسم در منطقه و مملکت عزیز مان ایران معرفی شوند.
http://www.greenkhafr.blogfa.com/cat-6.aspx
دورنمای روستای خفر